خداى تعالى با افاضه نور به مؤمن ، حيات نوينى غير از حياتى كه كافر در آن شريك است ، عنايت مىكند . دليل آن ، آيه ذيل است كه مىفرمايد :
« لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
.
از آيات فوق استفاده مىكند كه حيات فوق الذكر در پرتو روح الهى بر مؤمنان افاضه مىگردد و بدين ترتيب قلوبشان ثابت و پابرجا مىشود . بدنبال آن ، ايمان و حيات نوينى در كالبدشان و نورى درخشان در پيش رويشان پديد مىآيد . « 43 »
3 - در بيان معناى عفو و مغفرت در قرآن : از تعدادى آيات براى مشخص كردن مفهوم اين دو لفظ استمداد جسته است . عفو در لغت عبارت از : قصد براى بدست آوردن چيزى است . « عفت الريح الدار » يعنى : باد به مقصد خانه حركت كرد تا آثار آن را از بين ببرد . امّا مغفرت عبارت از : ستر و پردهپوشى است . « 44 » بدنبال آن چنين توضيح مىدهد : چيزى مانند گناه ، ابتدا انسان آن را انجام مىدهد سپس با عفو و بخشش پوشيده مىگردد بهطورىكه ديگر نه براى خود گناهكار و نه براى ديگران ، گناه نمودى ندارد . خداوند مىفرمايد :
« وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا »
و نيز
« وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً »
پس عفو و مغفرت گرچه از نظر مفهوم متفاوت بوده و از لحاظ اعتبار و عالم ذهن يكى متفرع بر ديگرى است . ولى در عين حال از لحاظ مصداق و در عالم خارج با يكديگر متّحدند . معناى عفو مغفرت از مفاهيم مختصّ به آفريدگار نيست بلكه مىتوان بر غير خدا نيز اطلاق كرد . دليل اين مطلب آيات ذيل است كه مىفرمايد :
« إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي
هامش
( 43 ) - الميزان : 2 / 289 - 291 و آل عمران / 68 ، محمّد ( ص ) / 11 ، بقره / 257 ، اعراف / 27 ، آل عمران / 175 ، بقره / 268 ، نساء / 119 ، يونس / 62 ، انعام / 122 ، حديد / 28 و مجادله / 22 .
( 44 ) - القاموس المحيط : فيروزآبادى ، قاهره ، انتشارات حسينى ، 1913 م ، 2 / 103 فصل عين ، باب راء و نيز 4 / 364 ، فصل عين ، باب واو و ياء و الميزان : 4 / 51 .