فصل دوم جنبه روائى الميزان
دو شيوه روايت و اجتهاد در روش هر مفسّر ، جهت بيان شيوهء تفسيرى وى سهيماند . بنابراين ، آنچه هر مفسّر بعنوان روايت در كنار استنباطهاى نظرى در تفسير خويش مىآورد . هريك براى نشان دادن روش تفسيرى وى مكمّل يكديگرند . علّت اينكه نگارنده دو روش نقل و عقل را در الميزان به دو فصل مستقل تقسيم كرده ، آنست كه شيوهء مفسّر را به تفصيل بيان نمايد و تمامى قسمتهاى بحث را در برگيرد و جز اين ، دليلى مدّ نظر نبوده است .
در اين فصل ، به روش علّامه در « تفسير قرآن به قرآن » و استفاده وى از آن در توضيح نصّ قرآن و موارد بكارگيرى اين روش ، پرداختهام . از جمله موارد شيوهء تفسير قرآن به قرآن ، قصّه در الميزان مىباشد ؛ زيرا قصّه از انواع تفسير موضوعى شمرده مىشود و روش علامه « در تفسير قرآن به قرآن » روش اساسى در تفسير موضوعى بشمار مىآيد . اين روش در اين فصل و فصول بعد آشكار خواهد