شد . هنگامى كه آيات يكديگر را تفسير مىكنند ، به منزله قرائن منفصله در فهم نصّ قرآنى مىباشند و سياق كلام ، از قرائن حاليّه در فهم اين نصّ قلمداد مىگردد .
بنابراين از اصل سياق در تفسير و تأثير آن در توضيح معانى آيات سخن به ميان آوردم و سپس از ميزان اعتماد علّامه به سنّت در زمينه تفسير را مورد بحث قرار دادم و بدنبال آن از موضع وى پيرامون گفتار صحابه و تابعين سخن گفتم و سرانجام موضع ايشان را در مورد اسرائيليات به بحث نهادم .
روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: على رمضان اوسى
ص١٧٣