دهانش نزديك مىشود ؛ وى از آن نفرت مىكند و چون نزديكتر بشود ، صورتش كباب گردد و پوست از سرش برآيد . هنگامى كه از آن بنوشد ، امعاء و احشاء او را متلاشى كرده و از پشتش خارج مىشود . خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد :
« وَ سُقُوا ماءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ »
و
« إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغاثُوا بِماءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرابُ وَ ساءَتْ مُرْتَفَقاً »
« 2 » رسول اكرم ( ص ) « ظلم » را در آيهء :
« وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ »
به شرك تفسير نموده و به آيهء :
« إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »
استناد فرموده است . « 3 »
اين گونه تفسير ، تنها به عصر نزول قرآن منحصر نبود ، بلكه بعد از وفات رسول اكرم ( ص ) تا عصر صحابه ادامه داشت .
ذهبى مىگويد : ( صحابه براى دريافت معانى بعضى آيات ، به اين روش - يعنى تفسير قرآن به قرآن - رجوع مىكردند ) . « 4 » بنابراين آنان از خود قرآن در تفسير قرآن كمك مىگرفتند . بعنوان مثال ابن عباس در تفسير آيهء :
« قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ . . . »
مىگويد : آنها مردگانى بودند در اصلاب پدرانشان و يا پيش از خلقت خاك بودند ؛ پس اين يكبار مردن است ، سپس خداوند آنها را زنده كرد ، پس اين يكبار زنده كردن است سپس خداوند آنها را مىميراند ، زيرا همه بناچار در دنيا مىميرند و اين مردن دوّم است سپس با برانگيختن در روز قيامت آنها را زنده مىكند و اين زنده شدن ديگر است و بدين ترتيب دو مرگ و دو زندگى تحقق مىپذيرد . و اين همان گفتار خداى تعالى است كه مىفرمايد :
« كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
. « 5 »
هامش
( 2 ) - مسند احمد : 15 / 265 . در ضمن حديث ابو امامه باهلى و سنن ترمذى : ابواب صفت جهنم ، باب : ما جاء فى صفت شراب اهل النار و سيوطى : الاتقان فى علوم القرآن ، تحقيق : محمد ابو الفضل ابراهيم ، 1975 ، 4 / 265 ، آيات به ترتيب : ابراهيم : 16 - 17 ، محمد : 15 ، كهف : 29 مىباشد .
( 3 ) - جامع الصحيح : بخارى با پاورقى : السندى ، كتاب تفسير قرآن ، سوره انعام و سورهء لقمان ، بخارى به سند خود از ابن عباس آن را نقل مىكند . انعام : 82 ، لقمان : 13 و ابن كثير : تفسير القرآن العظيم ، قاهره 1373 ه ، 4 / 444 .
( 4 ) - الذهبى : التفسير و المفسرون : چ 2 ، 1 / 41 .
( 5 ) - طبرى : محمد بن جرير ، جامع البيان عن تأويل القرآن ، تحقيق : محمود محمد شاكر ، قاهره : 1 / 418 و غافر : 11 ، بقره :