داخل كردن حلال و حرام در دين و رواج دادن چيزى كه از جانب خدا نازل نشده . زيرا اين كار ، داخل نمودن چيزى در دين است كه در دين نبوده و نيز افترا به خداست ، هر چند بدعتگذار آن را به خداوند نسبت ندهد . « 118 »
علّامه با طرح مسائل فلسفى و كلامى در مواردى اقوال گذشتگان را ابطال و در موارد ديگر پذيرفته است . از آن جمله ، مىتوان موضع وى در بعضى از مقولات فلسفى در اصول عقايد را ذكر كرد . تفصيل اين بحث و بيان شواهد آن در فصول ديگر خواهد آمد . « 119 »
تمسّك علّامه به نگرش عقلى و جدل علمى و پذيرفتن آراء ديگران در استفاده از اسلوب : « ان قلت ؛ قلت ؛ » ها ظاهر گشته است . اين روش در الميزان شايع است . بعنوان مثال در بحث از توبهء آدم ( ع ) و دفاع از عصمت آدم چنين مىگويد :
اگر سؤال شود : اگر نهى مزبور ارشادى است ، پس توبه چه معنا دارد و منظور آدم ( ع ) و حوّا از اينكه عرض كردند .
« وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ »
چه بوده است ؟ در پاسخ مىگوئيم : توبه ، به معناى رجوع و بازگشت است و معناى رجوع بر حسب اختلاف موارد ، « امر و نهى ارشادى يا مولوى » فرق مىكند ؛ يعنى همانطوركه بنده متمرّد از فرمان و خواسته مولاى خود ، مىتواند توبه كند و در نتيجه مولا مقام قرب از دست رفته وى را به دو بازگرداند ، همچنين بيمارى كه پزشك او را از خوردن ميوه يا خوردنىهاى معيّنى به صورت ارشادى منع نموده است ، با توجّه به اينكه اين نهى براى سلامتى و بهبودى بيمار بوده ، مىتواند دوباره به پزشك مراجعه كرده و يا بهعبارتديگر توبه كند تا دستور جديدى به او بدهد و بهوسيله آن ، سلامتى از دست رفته را بازيابد ولى ممكن است پزشك به او چنين گوشزد نمايد كه طبق دستور جديد ، بيمار بايد مدّتى تحمّل رنج و سختى
هامش
( 118 ) - الميزان : 12 / 364 - 366 و سورهء نحل : 116 - 114 .
( 119 ) - ن . ك : صفحه 231 به بعد همين كتاب .