تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
7 - بر اساس اصل « سياق » كه در بيان معناى آيه از آن استفاده مىكند به تفكّر و تدبّر در آيه مىپردازد ، كه توضيح آن خواهد آمد . 8 - علّامه با در نظر گرفتن سياق آيات ، بعضى از آيات را به كمك بعضى ديگر تفسير مىكند . تفسير الميزان نيز بر همين اساس برشته تحرير درآمده است كه به تفضيل در فصل آينده به آن خواهيم پرداخت . در ضمن اين دو اصل « سياق آيات - تفسير آيات با آيات ديگر » علّامه توانسته است بر معانى آيات وقوف يابد . معانى كه روايات منقول از پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) مؤيّد آن است . 9 - در بسيارى موارد ، علّامه آراء مفسّران را ذكر مىكند . بعضى از آنها را مورد استفاده قرار داده و برخى را به نقد و بررسى مىگذارد ، حتّى ممكن است آزادانديشى وى را به مخالفت با اغلب مفسّران وادارد . مثلا در تفسير آيه :
« وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ »
چنين مىگويد : « بيشتر مفسّران معتقدند : مقصود آيه نهى از حرام‌هايى چون خون و مردار و قربانى ، براى غير خداست كه مشركين آن را حلال مىدانستند و نيز نهى از تحريم حلال‌هائى چون « بحيره » و « سائبه » « 117 » و حيوانات حلال ديگر است . ولى سياق كلام - از نظر علّامه - دلالت دارد كه خطاب به مؤمنين يا همه مردم است . البتّه خطاب به مؤمنين ، احتمالش قوىتر است . زيرا در چند آيهء قبل مىفرمايد :
« إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ »
چون تنها مؤمنين هستند كه خدا را عبادت مىكنند و جز او را نمىپرستند و انحصار مستفاد از تقديم مفعول بر فعلش - تعبدون - از نوع انحصار قلب است و غير مؤمنين يعنى مشركين كه خدا را نمىپرستند بلكه بتها و خدايان را مىپرستند . در نتيجه مقصود آيه ، همان نهى از بدعت است يعنى
هامش
( 117 ) - بحيره : در دوران جاهليّت چنان رسم بود كه اگر شتر ماده‌اى پنج شكم مىزائيد و پنجمين آن نر بود ، از سوارى و باربرى و كشتنش خوددارى مىكردند و او را در چراگاهش رها مىكردند و گوشتش را بر خود حرام مىدانستند . سائبه : حيوانى بود كه اگر دو شكم پى در پى ماده مىزائيد وقف بتكده مىكردند .