تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روش علامه طباطبايى در تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
سؤال در اينجا به معناى طلب و خواهش است و لذا به‌وسيله حرف باء ، متعدّى شده است . نظير آيهء :
« يَدْعُونَ فِيها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنِينَ »
. بعضى گفته‌اند : فعل « سأل » در اين آيه ، معناى اهتمام و اعتناء را در بردارد . بدين جهت با حرف « باء » متعدّى شده است . بعضى ديگر گفته‌اند : حرف « باء » در اينجا زائد است و تنها به منظور تأكيد آورده شده . ولى نتيجه همهء آراء يكى است و آن درخواست عذاب از خداوند ، از روى كفر و طغيان مىباشد . علّامه معناى « عن » در مورد « باء » را نمىپذيرد و مىگويد : سياق آيات بعدى ، مناسبت ندارد كه سؤال بمعنى استفسار و كسب آگاهى باشد . « 110 » 6 - گاهى يك حالت يا بيش از آن ، از اشكال و حالات بلاغت مانند : اسلوب التفات « 111 » و نكره آوردن « 112 » و حذف « 113 » و استعاره « 114 » و اسلوبهاى ديگر را در آيه‌اى ذكر مىكند تا نكته يا مطلبى را روشن نمايد . در تفسير آيه :
« الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ »
چنين مىگويد : اگر كلمه عذاب را نكره ( يعنى بدون الف و لام ) آورده ، براى اينست كه به اهميّت آن عذاب اشاره كند ، علاوه بر اينكه عذاب جهنّم يك نوع نيست تا آن را با الف و لام بياورد چون درجات جهنّم ، بخاطر اختلافى كه مردم در كفر و فسق دارند ، تفاوت دارد و بدين جهت نكره آوردن عذاب مناسب‌تر است ، چه در اين صورت مبهم و سربسته مىباشد . « 115 » در تفسير آيه :
« وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ »
علّامه مىگويد : در جملهء من قبلكم » التفات از غيب به خطاب است كه باعث تشديد انذار مىباشد . زيرا انذار و تخويف اگر حضورى باشد ، اثرش بيشتر از انذار غير حضورى است . « 116 »
هامش
( 110 ) - الميزان : 20 / 6 ؛ و معارج : 1 و دخان : 55 . ( 111 ) - الميزان : 4 / 56 . ( 112 ) - الميزان : 17 / 64 . ( 113 ) - الميزان : 14 / 177 . ( 114 ) - الميزان : 16 / 65 . ( 115 ) - الميزان : 17 / 18 و فاطر : 7 . ( 116 ) - الميزان : 10 / 23 و يونس : 13 .