2 - روش فلسفى
پيروان اين روش ، با تأويل متون دينى و حمل آنها بر معانى كه با نظريّات فلسفى موافقت داشته باشد ، سعى در تطبيق فلسفه با دين دارند . « 56 » بعد از ارتباط مسلمانها با فرهنگهاى سرزمينهايى كه آنها را فتح كرده بودند و بدنبال كوشش حكّام عبّاسى در ايجاد ارتباط با اين فرهنگها ( فرهنگهاى يونانى ، ايرانى و هندى ) ؛ اين روش از طريق ترجمه و نقل مطالب ظاهر گرديد . « 57 » ازاينرو فلاسفه اسلامى ، اقدام به شرح فلسفه يونان و جمع ميان آراء صاحب نظران آن نمودند .
همچنانكه كوشيدند ميان فلسفه يونان و اسلام وفق دهند . از اين فلاسفه مىتوان : فارابى ( متوفى به سال 239 ه ) . و كندى ( متوفى به سال 252 ه ) . و ابن سينا ( متوفى به سال 448 ه ) . را نام برد .
بعنوان مثال فارابى ملائكه را به صورتهاى علمى تفسير مىكند كه جوهرهء آنها علوم ابداعى بوده و مانند الواح داراى نقوش يا سينههايى كه در آن علومى نهفته است ، نمىباشد بلكه علومى ابداعى هستند كه قائم به ذات خودشان بوده و امر اعلى را لحاظ مىكنند و آنچه لحاظ كردهاند در هويّات آنها منطبع مىشود .
آنها مطلق مىباشند ولى روح قدسى با آنها در ارتباط است و روح نبوى در خواب با آنها معاشرت دارد . « 58 »
ابن سينا در تفسير آيهء :
« اللَّهُ الصَّمَدُ »
مىگويد : صمد در لغت دو تفسير دارد :
1 - صمد كسى است كه جوف ندارد .
2 - صمد بمعنى سيّد است . بنابراين تفسير اوّل معناى صمد سلبى بوده و
هامش
( 56 ) - الاتّجاهات الفكرية فى التّفسير : الشحات زغلول ؛ ص : 301 .
( 57 ) - نشأة التّفسير : سيّد خليل ، ص : 55 - 56 .
( 58 ) - الاتجاهات الفكرية فى التّفسير : الشّحات زغلول ؛ ص 317 .