الثّقلين ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا بعدى ابدا : كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى و انّهما لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض ) « 34 » . امّا آنچه از صحابه و تابعين نقل شده ( بهخودىخود ) حجّت نيست . « 35 » از جمله تفاسير روائى شيعه ، تفسير محمّد بن مسعود عيّاشى و تفسير فرات بن ابراهيم كوفى و تفسير علىّ بن ابراهيم قمّى است . « 36 »
با جعل احاديث و اسرائيليات ، تفسير روايى رو به ضعف نهاد .
همچنانكه حذف اسناد روايات بعد از تفسير طبرى ( همانطورىكه در آثار بعضى مفسّران ديده مىشود ) به منظور اختصار در نوشتار ، در تضعيف تفسير روايى بىتأثير نبوده است . « 37 » مانند : بغوى فرّاء ( متوفّى به سال 510 ه . ق ) و ابن كثير ( متوفى به سال 774 ه . ق ) و سيوطى ( متوفى به سال 911 ه . ق ) سيوطى در مقدّمه كتاب ( درّ المنثور ) مىگويد : هنگامى كه كتاب « ترجمان القرآن » را كه تفسير مسند از رسول اكرم ( ص ) و اصحاب آن حضرت مىباشد ، تأليف كردم و آن را به حمد اللّه در چند مجلّد به پايان بردم ، احاديث آن را با سند كتابهائى كه روايات را از آن گرفته بودم در كتاب خود آورده و مشاهده نمودم كه اكثر مردم تمايل به خواندن آن ندارند ، لذا به متن احاديث بسنده كرده ، سند آن را حذف كردم و از تطويل اجتناب نمودم . اين مختصر را از آن كتاب برگزيدم كه در آن به متن روايت اكتفا شده است منتها مصدر روايت را از هر كتابى كه اخذ كرده بودم ، آوردم و آن را « الدّر المنثور فى التفسير بالمأثور » ناميدم . « 38 »
2 - تفسير به رأى
رأى در لغت ، اعتقاد ، قياس و اجتهاد را گويند و به اصحاب قياس ،
هامش
( 34 ) - سنن ترمذى : بخش مناقب ؛ مناقب اهل بيت النّبى .
( 35 ) - اصول العامة للفقه المقارن : تأليف : استاد حكيم ؛ ص 135 - 143 .
( 36 ) - معرّفى اين تفاسير در ص 103 - 100 همين كتاب آمده است .
( 37 ) - التفسير و المفسّرون : 1 / 157 .
( 38 ) - الدّر المنثور : 1 / 2 ( مقدمه ) .