رأى و استنباط شخصى مىدانند . « 27 » ولى اكثر مفسّران ، گفته تابعين ، در تفسير آيات را پذيرفته و مستند دانستهاند و چنين استدلال مىكنند كه آنها اغلب تفسيرهايشان را از اصحاب پيامبر فرا مىگرفتند . « 28 » اگر بخواهيم اندكى آن را بيشتر توضيح دهيم ، خواهيم ديد ابن تيميه ، گفتار تابعان را ذكر كرده و مىگويد : گفتار تابعان براى مفسّرانى كه با آنها اختلاف نظر دارند ، حجّت نيست . حال اگر در بين خود تابعان در مسألهاى اختلاف نظر وجود داشت ، گفتار آنها براى تابعان ديگر و آيندگان نيز حجّت نخواهد بود ، ولى اگر تابعان بر چيزى اجماع كردند ، بدون شكّ حجّت است . و در اين مورد به لغت قرآن ، سنت يا بطور كلى لغت عرب يا اقوال صحابه در اين خصوص مراجعه مىشود .
جامع البيان طبرسى بهترين نمونه تفسير روايى و مرجع اصلى مفسّرانى است كه معتقد به تفسير نقلى مىباشند . عامل برترى طبرسى نسبت به ساير بزرگان تفسير روايى اين بود كه وى اقوال را به صاحبان آنها سلسلهوار مستند مىكرد . و بر آنچه كه از رسول اكرم ( ص ) ، صحابه و تابعين روايت شده بود تكيه مىكرد . « 29 »
علىرغم آنكه سيوطى ( متوفى به سال 911 ه . ق ) سند روايات منقول در تفسير خود يعنى ( درّ المنثور ) را ، حذف كرده است ولى اين اثر بعنوان احياء تفسير روايى به حساب مىآيد . زيرا در آن زمان تفسير به رأى بر اساس بينش مفسّران به طرق گوناگون صورت گرفته و از ادراكات عقلى متاثّر بوده است ، كه در اين فصل توضيح بيشتر آن خواهد آمد .
شايان ذكر است كه برخى از مفسّران در بيان قصص انبياء و امّتهاى پيشين ، بحث را توسعه داده و در مواردى كه قرآن بطور اجمال به آن مىپردازد ، از
هامش
( 27 ) - د . محمود بسيونى فودة : التفسير و مناهجه فى ضوء المذاهب الإسلاميّة ، مصر ، انتشارات امانت ، 1397 ه . ق ، ص 21 .
( 28 ) - التفسير و المفسّرون : 1 / 152 .
( 29 ) - نشأة التفسير : تأليف سيّد خليل ، ص 54 .