خداوند نفى نمىشود ، امّا در آياتى از قبيل آيهء :
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »
« 1 » و آيهء :
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ »
« 2 » كه مىفرمايد : خدا مردم ستمكار را هدايت نمىكند ، و خدا مردم فاسق را هدايت نمىكند ، بطور قطع استثناء از آن هدايت عمومى و غيراختيارى نيست ، بلكه راجع به هدايت خصوصى و تشريعى است . « 3 »
س 1485 - چرا قرآن در جمله « هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ »
« 4 » ميان
« هُدىً »
و ميان
« بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى »
مقابله انداخت ؟
ج - چون مقابله ميان آن دو مقابله ميان عام و خاص است ، قرآن براى بعضى افراد هدايت ، و براى بعضى ديگر ( كه خواص از مردم هستند و در ناحيه علم و عمل تكامل يافتهاند ، و استعداد اقتباس از انوار هدايت الهيه و اعتماد به فرقان ميان حق و باطل را دارد ، چون اين طبقه را به سوى حق هدايت نموده و حق را برايشان مشخص مىكند ) ، بينّاتى از هدايت است . « 5 »
س 1486 - چه ارتباطى بين « رشد و هدايت » و « غىّ و ضلالت » وجود دارد ؟
هامش
( 1 ) . سورهء جمعه ، آيهء 5 .
( 2 ) . سورهء صف ، آيهء 5 .
( 3 ) . الميزان ؛ ج 4 ، ص 46 - 47 . [ با تلخيص و تصرف ]
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 185 .
( 5 ) . الميزان ؛ ج 2 ، ص 30 - 31 . [ با اندكى تصرف ]