تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 798

مساهمون:

ص٧٩٨
غوىّ كسى است كه نمىداند چه مىخواهد و مقصدش كجا است . « 1 »

س 1487 - آيا در هدايت الهى ، ضلالت راه دارد ؟

و هدايت الهى تا چه زمانى براى انسان باقى مىماند و از چنگ او خارج نمىشود ؟ ج - يكى از خصوصيات هدايت الهى اين است كه ضلالت در آن راه نداشته و هيچ وقت سالك را به ضلالت نمىكشاند . خصوصيت ديگر آن اين است كه وقتى براى انسان باقى مىماند كه شكرش به جا آورده شود ، و گرنه از چنگ انسان مىرود ، و آدمى دچار ضلالت مىگردد . آرى ، خدا وقتى اين هدايت را به كسى روزى كرد چنين نيست كه ديگر خودش در آن سلطنت ، و دخل تصرفى نداشته باشد ، چون عطاياى خدا ( بر خلاف عطاياى ما ) نعمت مورد عطا را از تحت ملكيت و سلطنت خدا بيرون نمىكند . پس هدايتى كه به دست ما آمد ، باقى ماندنش موقوف بر اين است كه به لوازم توحيد و عبوديت عمل شود . « 2 »

س 1488 - منظور دعوت الهى از « هدايت به سبيل » در آيهء شريفهء « إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً »

« 3 » چيست ؟
هامش
( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 172 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 523 [ با تلخيص ] ( 2 ) . الميزان ؛ ج 7 ، ص 346 - 347 . [ با تصرف ] ( 3 ) . سورهء دهر ، آيهء 3 .