ج - « رشد » يعنى يافتن راهكار و جادهء مستقيم ، و « غىّ » مقابل آن است بنابراين رشد و غىّ اعم از هدايت و ضلالت است ، زيرا « هدايت - هدى » چنان كه گفتهاند عبارت است از دست انداختن به راهى كه به منزل مىرساند ، و « ضلالت - ضلال » عبارت است از خلاف آن .
يكى از معانى رشد و يا لازمهء معانى رشد ، رسيدن به چنين راهى است ، چون رشد بهمعناى رسيدن به وجه امر و واقع مطلب است و معلوم است كه رسيدن به واقع امر منوط به اين است كه راه راست و وسط طريق را پيدا كرده باشد ، پس رسيدن به راه ، يكى از مصاديق وجه الامر است .
از اينرو حق اين است كه رشد و هدايت از نظر مفهوم دو معناى مختلف دارند و گاهى يكى از آنها به عنايت خاصى در ديگرى منطبق مىشود . و اين معنا كاملا در آيات زير به چشم مىخورد :
« فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً ،
همين كه احساس كرديد يتيم رشد خود را يافته . . . » « 1 » و
« وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ ،
ما رشد ابراهيم را از پيش به او داده بوديم » . « 2 »
و همچنين غىّ و ضلال داراى دو مفهوم مختلفاند ، و لذا قبلا گفتيم كه ضلال عبارت است از بيرون افتادن از جاده با توجه به مقصد يا داشتن آن ، و غىّ عبارت است از بيرون افتادن از جاده با فراموشكردن مقصد ، و انسان
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 6 .
( 2 ) . سورهء انبياء ، آيهء 51 .