س 1423 - اگر كسى اشكال كند و بگويد اين انحصار را كه « تنها ضامن بقاى نسل بشر ، ازدواج است » ، را قبول نداريم ، زيرا تمدن جديد راه ديگرى غير از اصل تناسل و يا ارضاى غريزه براى دفع اين حاجت پيشنهاد كردهاند ، و آن اصل اشتراك در زندگى است ، به اينكه مردان با آميختن با يكديگر و همچنين زنان با همجنس خود ، اين احتياج را بر طرف سازند ، چه پاسخى دارد ؟
ج - پاسخش اين است كه ، دليل بر غيرطبيعى بودن روش مذكور اين است كه هيچ اجتماعى سراغ نداريم كه اصل اشتراك در ميان آنها شايع شده باشد ، و از ازدواج و تشكيل خانواده بىنياز شده باشند .
و كوتاه سخن اينكه ازدواج سنتى است طبيعى كه از آغاز پيدايش بشر تاكنون در مجتمعات بشرى داير بوده ، و هيچ مزاحمى به غير از زنا سدّ راه و مزاحم آن نبوده ، آرى تنها مزاحم ازدواج ، زنا است كه نمىگذارد خانوادهاى تشكيل شود و طرفين بار سنگين ازدواج را تحمل كنند و به همين بهانه شهوات را به سوى خود مىخواند ، و خانوادهها را مىسوزاند و نسلها را قطع مىكند .
و باز به همين جهت است كه همهء مجتمعات دينى و يا طبيعى ساده و سالم عمل زنا را شنيع و زشت مىدانند و آن را فاحشه و منكر مىخوانند و به هر وسيلهاى كه شده عليه آن مبارزه مىكنند ، و مجتمعات متمدن هم اگر چه به
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 734
مساهمون: مراد على شمس
ص٧٣٤