قوىتر مقهور و مغلوب مىشد .
خواهى گفت امور مجرده هم مانند امور مادى همينطورند ، يعنى درمورد تزاحم غلبه با قوىتر است ، در پاسخ مىگوئيم : درست است ، و لكن در امور مجرده ، تزاحمى پيش نمىآيد ، مگر آنكه آن دو مجرديكه فرض كردهايم تعلّقى به ماديات داشته باشند ، كه در اينصورت اگر يكى قوىتر باشد غلبه مىكند ، و امّا اگر تعلّقى به ماديات نداشته باشند تزاحمى هم نخواهند داشت ، و مبدأ نفسانى مجرد كه با اراده خداى سبحان همواره منصور است وقتى بمانعى مادى برخورد خداى تعالى نيرويى به آن مجرد افاضه مىكند كه مانع مادى تاب مقاومت در برابرش نداشته باشد . « 1 »
س 1329 - آيا كسى به فرض اينكه به تمامى اسباب و علل طبيعى معجزه آگهى پيدا كند ، هرچند كه پيغمبر نباشد ، او هم مىتواند معجزه بياورد ؟
اگر بتواند ، در اينصورت هيچ فرقى ميان معجزه و غير معجزه باقى نمىماند و معجزه از حجيت مىافتد ، اين مطلب چگونه قابل توجيه است ؟
ج - معجزه از اين جهت معجزه است كه عوامل طبيعى و غيرعاديش مغلوب نمىشود ، و همواره قاهر و غالب است . مثلا بهبودى يافتن يك جذامى
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 125 .