با چشم مادى نيست .
و همچنين وقتى آيهء نسخ شده را با آيهء ناسخ مقايسه مىكند آن وقت مىفهمد كه عمر اولى در اصل كوتاه بوده ، و حكمش محدود به حدى از زمان بوده و بعد از آن زمان ، كه همان زمان نزول آيهء ناسخ باشد ، حكمش از اعتبار مىافتد ، و همچنين مثالهايى نظير اين سه مثل .
پس قرآن خودش مفسر خويش است و بعضى از آياتش اصل و مرجع براى بعضى ديگر است . « 1 »
س 1247 - چرا قرآن آن آيات « فروع » را كه به محكمات ( اصول ) برگردانده مىشود « متشابه » ناميده است ؟
ج - در پاسخ مىگوييم به يكى از دو جهت ، چون معارفى كه قرآن كريم بر بشر عرضه كرده دو قسم است .
بعضى از آنها دربارهء ماوراى طبيعت است كه خارج از حسّ مادى است ، و فهم مردم عادى وقتى به آنها بر مىخورد دچار اشتباه مىشود ، و نمىتواند معنايى غيرمادى براى آنها تصور كند ، مثل آيهء
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ،
بدان كه پروردگارت در كمين است » « 2 » و آيهء
« وَ جاءَ رَبُّكَ ،
و پروردگارت آمد » . « 3 » كه در برخورد با
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 31 - 33 .
( 2 ) . سورهء فجر ، آيهء 14 .
( 3 ) . سورهء فجر ، آيهء 22 .