تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
يَذَّكَّرُونَ » .
در اين جمله لباسى را كه انسان به استفاده از آن هدايت شده آيتى الهى شمرده كه اگر انسان به دقت در آن بنگرد خواهد فهميد كه در باطن او معايب و نواقصى است كه آشكار شدنش باعث رسوايى او است . و آن معايب عبارت است از رذايل نفس كه اهميتش به مراتب بيشتر از معايب ظاهرى و پوشاندنش واجب‌تر از پوشاندن عيب و عورت ظاهرى است ، و نيز خواهد فهميد كه همان‌طورى كه براى پوشاندن معايب ظاهرى لباسى است ، براى پوشاندن معايب درونى نيز لباسى است ، و آن همان لباس تقوا است كه خداوند به آن امر فرموده و به زبان انبياى بزرگوار براى بشر آن را بيان كرده است . « 1 »

س 1182 - اقوال و نظريات مفسرين در خصوص « لباس تقوى » چيست ؟

و آيا نظريات آنان منطبق با سياق آيهء شريفهء
« . . . لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ »
مىباشد ؟ ج - بعضى « لباس تقوى » را به ايمان به خدا و عمل صالح ، و بعضى ديگر به حسن ظاهر ، و برخى هم آن را به حيا تفسير كرده‌اند . عده‌اى ديگر گفته‌اند مقصود از آن ، لباس‌هاى پشمينه و خشنى است كه پارسايان از در تواضع و افتادگى به تن مىكنند ، بعضى هم آن را به اسلام ، و بعضى به لباس جنگ ، و بعضى به ساتر عورت و بعضى به ترس از خدا معنا كرده‌اند .
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 8 ، ص 86 .