همه مردم را بيان كرد ، و با جملهء
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ . . . »
فهماند كه در آن روز زمين همواره و بدون پستى و بلندى مىشود .
در مرحلهء چهارم اطاعت و پيروى مردم از داعى حضور را با جملهء
« يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ »
بيان كرد .
و در مرحلة پنجم با جملة
« يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ »
خاطرنشان ساخت كه شفاعت هيچ تأثيرى در اسقاط جزاء ندارد مگر به اذن .
در مرحلهء ششم با جملهء
« يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ » .
مسأله احاطه علمى خدا را نسبت به حال بندگان ، و احاطه نداشتن بندگان به علم او را خاطرنشان ساخت .
و در مرحلهء هفتم سلطنت خداى بر كافران ، و ذلت ايشان را در برابر او ، و نفوذ حكم او در ميان بندگان را با جملهء
« وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ »
بيان كرد .
و در مرحلهء هشتم با جملهء
« وَ قَدْ خابَ »
كيفر كافران را معين نمود كه چيست ؟ با اين بيان وجه ترتب آيات به يكديگر و ترتب مطالب آنها معلوم گرديد . « 1 »
س 1138 - اعمال انسان در قيامت با چه معيار و ميزانى سنجيده مىشود ؟
و چگونه قضاوتى در اينباره صورت مىگيرد ؟
ج - بسيار به نظر قريب مىرسد كه مراد از جملهء
« وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ »
اين
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 14 ، ص 298 . [ با تصرف ]