تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
مختار است ؛ يعنى نسبت انجام هرعمل و ترك آن برايش مساوى است ، همچنانكه او نسبت به انجام و ترك هرعمل نسبت مساوى دارد ، امّا اين تساوى نسبت مادامى است كه عملى را انجام نداده باشد ؛ چون وقتى انجام داد ديگر نسبت به آن اختيار ندارد ، و آثار لاينفك آن عمل كه يكى از آنها پاداش و كيفر است قهرا مترتب مىشود ، زيرا آثار فعل هم مانند فعل پس از انجام ، از اختيار آدمى بيرون است . و نشأهء آخرت نشأهء جزا و اثر اعمال است . در آنجا ديگر خبرى از اختيار نيست ، آنجا انسان است و عملش ، انسان است و لوازم ضرورى اعمالش ، انسان است و نامهء عمل و گواهان اعمالش ، انسان است و پروردگار كه به سوى او بازگشت نموده ؛ و حكم فصل و داورى به دست اوست . در آنجا اگر دعوت به چيزى شود به‌طور قهر و اضطرار استجابت مىكند ، همچنانكه فرموده :
« يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ ،
و خلايق همه از پى كسى كه آنها را به راه مستقيم به عرصهء قيامت دعوت كند ناچار خواهند رفت » « 1 » در حالى كه وقتى در دنيا بودند به حق دعوت مىشدند ولى استجابت نمىكردند . و اگر به درخواستى تكلّم كند ، كلامش از سنخ گفتن در دنيا اختيارى و كاشف از نهانىهاى درون نيست ، چه خدا در آن روز بر دهان او مهر نهاده ، نمىتواند به هرچه كه دلش و هرجور كه مىخواهد تكلّم كند ، همچنانكه
هامش
( 1 ) . سورهء طه ، آيهء 108 .