تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
س 1129 - چرا در برخى از آيات ، تسائل ( احوالپرسى از يكديگر ) در قيامت اثبات شده است ولى در آيه‌اى ديگر تسائل نفى شده است ؟ ج - در آيهء شريفهء
« فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ ،
پس آنگاه كه نفخهء صور قيامت دميد ( نفخهء دوم صور است كه در آن همهء مردگان زنده مىشوند ) ديگر نسبت و خويشى در ميانشان نماند و كسى از كس ديگر حال نپرسد » « 1 » ، اشاره دارد بر اينكه در روز قيامت كسى احوال كسى را نمىپرسد . و اين معنا با آيات ديگر كه تسائل را اثبات مىكند منافات دارد ، مانند آيهء شريفهء
« وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ،
رو به يكديگر آورده احوال هم را مىپرسند . » « 2 » در پاسخ بايد گفت : نه ، منافات ندارد ، زيرا اين آيه مربوط به تسائل اهل بهشت بعد از ورود به بهشت ، و تسائل اهل جهنم بعد از ورود به جهنّم است ، و آيهء
« وَ لا يَتَساءَلُونَ »
مربوط به تسائل در پاى حساب و حكم است ، و تسائل اهل محشر را در آن هنگام نفى مىكند . « 3 »

س 1130 - مگر دوزخيان نمىدانند آخرت ، دار پاداش و جزاء است ، نه دار عمل و توبه چون اعتراف به گناه خود يكى از اعمال است كه انجام مىشود ؟

ج - چرا ، مىدانند ولى اين اظهار ندامت از باب ظهور ملكات باطنى است ،
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيهء 101 . ( 2 ) . سورهء صافات ، آيهء 27 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 15 ، ص 94 و 99 . [ با تصرف ]