يكيك اجزاء وجود و ابعاض قوا و ادوات او است ، و بهطور حقيقت بر همه آنها مالك و محيط است ، و در آنها به هرصورت كه بخواهد تصرّف مىكند و هرمقدارش كه بخواهد به خود انسان واگذار مىنمايد ، و به او تمليك مىكند ، پس خداى تعالى ميان انسان و جزءجزء وجودش و تمامى توابعش حائل است ، بين او و قلبش ، بين او و گوشش ، بين او و چشمش ، بين او و بدنش و بين او و جانش ؛ و در آنها هم به نحو ايجاد تصرّف مىكند ، و هم بنحو مالك قرار دادن انسان ، كه هرمقدار از آن را بهر نحوى كه بخواهد به سود انسان تمليك مىكند ، و هرمقدار را كه نخواهد نمىكند .
پس خداى سبحان حايل ميان آدمى و ميان قلب او است ، و انسان هرچه را كه دارد و بهر چيزىكه به نحوى از انحاء اتصال و ارتباط دارد ، خداوند به آن چيز نزديكتر و مربوطتر است همچنانكه فرموده :
« وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ،
و ما از رگ دل او به او نزديكتريم » . « 1 »
آيهء مورد بحث ( سورهء انفال ، آيهء 24 ) به همين حقيقت اشاره مىكند ، پس خداى تعالى ميان انسان و ميان مايملكش حائل و رابط است - دقت بفرماييد - « 2 » .
هامش
( 1 ) . سورهء ق ، آيهء 16 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 58 - 59 . [ با تلخيص ]