جا پاى او را تعقيب كرد » مىباشد ، ( قصّاص - داستانسرا [ شخص نقّال و قصهگو ] ) را هم به همين مناسبت قصاص مىگويند كه آثار حكايات گذشتگان را حكايت مىكند ، كانه اثر گذشتگان را دنبال مىنمايد ، پس اگر قصاص را قصاص ناميدهاند براى اين است كه جانى را در جنايتش تعقيب مىكنند ، و عين آن جنايت كه او وارد آورده بر او وارد مىآورند .
[ ضمنا ولىّ خون مىتواند قصاص را ببخشد ] امّا او نمىتواند بعد از عفو دوباره دبّه درآورده و از قاتل قصاص نمايد و اگر چنين كند ، خود او هم متجاوز است و كسى كه تجاوز كند و بعد از عفو قصاص كند عذابى دردناك دارد . « 1 »
س 1101 - مفسرين دربارهء جملهء « وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ . . . »
« 2 » چه اظهار نظرى نمودهاند ؟
ج - مفسرين دربارهء جمله مذكور گفتهاند ، با همهء اختصار و كوتاهيش و اندكى كلمات و حروفش و سلامت لفظش و صفاى تركيبش و بليغترين آيات قرآن ، در افادهء معناى خويش است و برجستهترين آيات است در بلاغت ، براى اينكه در عين اينكه استدلالش بسيار قوى است ، معنايش هم بسيار
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 656 - 657 . [ با اندكى تصرف ]
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 179 .