تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
ولى اين معانى را نمىتوان معناى لغوى كلمه دانست بلكه معنايى است كه يا عقل در آن دخالت كرده و يا نقل ، و اين معنا كه ما براى موت نقل كرديم وصف آدمى است به اعتبار بدنش و امّا روح آدمى در هيچ‌جاى كلام خداى تعالى چيزىكه به اتصاف آن به موت گويا باشد وجود ندارد همچنانكه دربارهء اتصاف ملائكه به آن در كلام خداى تعالى چيزى وجود ندارد . و امّا اينكه فرموده :
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 1 » و يا فرموده :
« وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ ،
وقتى در صور دميده مىشود همه كسانى كه در آسمان و زمينند دچار صعقه و مدهوشى مىشوند . » « 2 » ، هلاك در آيهء اوّل و صعقه در آيهء دوم غير موت است هرچند كه احيانا با موت هم منطبق مىشود . « 3 »

( * * ) قدر ( و قدر )

س 1066 - خصوصيت سورهء شريفه « قدر » چيست ؟

ج - اين سوره ( قدر ) نزول قرآن در شب قدر را بيان مىكند ، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مىداند ؛ چون در آن شب ملائكه و روح نازل
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 88 . ( 2 ) . سورهء زمر ، آيهء 68 . ( 3 ) . الميزان ؛ ج 14 ، ص 403 و 404 . [ با تصرف ]