تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
هست سوء قصدى كند همانا به انسانيتى كه در همه است سوء قصد نموده است . « 1 »

س 1065 - معناى « موت » چيست ؟

و همچنين معناى فلسفى و حديثى يا به عبارتى ديگر عقلى و نقلى كه براى « موت » شده است چيست ؟ ج - كلمهء « موت » به‌معناى نداشتن حيات و آثار حيات از شعور و اراده است البته نداشتن كسى و چيزىكه مىبايست داشته باشد و قابليت داشتن آن را دارا باشد همچنان‌كه خداى عز و جل فرموده :
« وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ »
« 2 » و دربارهء اصنام و بت‌ها فرموده :
« أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ »
« 3 » البته براى اين كلمه معانى ديگرى نيز هست يكى معناى فلسفى كه موت را عبارت مىدانند از مفارقت روح از بدن و قطع علاقه تدبيرى آن و ديگرى معنايى است كه در روايات از آن جمله در حديث نبوى آمده كه آن را عبارت دانسته از انتقال از خانه‌اى به خانه‌اى ديگر .
هامش
( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 5 ص 516 و 518 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 10 ص 173 و 174 [ با تصرف ] ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 28 . ( 3 ) . سورهء نحل ، آيهء 21 . ( اگر درباره بت‌ها استعداد حيات و قابليت آن را ندارند اطلاق به موت كرده و فرموده :« أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ »براى اين است كه قرآن كريم همواره با بت‌ها معامله ذوى العقول نموده زنده‌شان فرض مىكند . [ سخن مترجم ] ) .