مبادرت دشمن كرد و البته در صورت نپذيرفتن دعوت آن حضرت بلافاصله به آن اقدام مىفرمود . ( از اينجا معلوم مىشود كه در شرايع سابقه و قدر متيقن در بعضى از آنها حمله ابتدايى جايز بوده است ) . « 1 »
( * * ) قتل ( و موت )
س 1063 - آيا دو كلمهء « موت » و « قتل » كه در عبارت « وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ . . . »
« 2 » هردو ذكر شدهاند باهم تفاوت دارند ؟
ج - كلمهء « موت » بهمعناى رفتن روح از بدن و بطلان حيات است ، و كلمهء « قتل » بهمعناى مردنى است كه به سببى عمدى و يا شبه عمد مستند باشد ، و اين دو كلمه ( يعنى موت و قتل ) اگر تكتك استعمال شوند مثلا در يك كلامى فقط كلمهء « موت » آمده باشد ، معنايش اعم از هردو است ، يعنى هم شامل مردن مىشود ، و هم شامل كشته شدن ، و اما اگر در كلامى نظير آيه مورد بحث هردو آمده باشد ، آن وقت موت تنها بهمعناى مردن به اجل خدايى است ، و
هامش
( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 100 - 101 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 95 - 96 . [ با تصرف ]
( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 144 .