داراى مراتبى است . مرتبهاى دارد كه نامش مرتبه حق تقوا است ، و از اين تعبير فهميده مىشود كه تقوا مراتبى پايينتر از اين هم دارد ، پس تقوا كه به وجهى همان عمل صالح است ، مراتب و درجاتى « 1 » دارد كه بعضى فوق بعض ديگر است .
آياتى وجود دارد كه دلالت مىكند بر اينكه درجات بهشت و دركات دوزخ هم ، برحسب مراتب اعمال و درجات آن است .
اين هم معلوم است كه عمل از هرنوعى كه باشد برخاسته از علم است ، كه آن نيز از اعتقاد مناسب قلبى منشأ مىگيرد ، و عمل ظاهرى بر آن علم باطنى دلالت مىكند و همانطور كه علم در عمل اثر مىگذارد ، عمل هم در علم اثر متقابل دارد ، و باعث پيدايش آن مىشود ، و يا اگر موجود باشد باعث ريشهدار شدن آن در نفس مىگردد . « 2 »
پس معلوم شد كه مردم برحسب مراتب قرب و بعدشان از خداى تعالى مراتب مختلفى از علم و عمل دارند ، و لازمهء اختلاف اين مراتب اين است كه آنچه اهل يك مرتبه ، تلقى مىكند و مىپذيرد ، غير آن چيزى باشد كه اهل مرتبهء ديگر تلقى مىكند ، يا بالاتر از آن است و يا پايينتر .
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء آل عمران ، آيهء 163 ؛ سورهء احقاف ، آيهء 19 ؛ سورهء انعام ، آيهء 132 .
( 2 ) . ر . ك : سورهء عنكبوت ، آيهء 69 . سورهء حجر ، آيهء 99 . سورهء روم ، آيهء 10 . سورهء توبهء ، آيهء 78 ، سورهء فاطر ، آيهء 10 .