تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
صالح عليهم السّلام نشان مىدهد كه پيوسته از اطراف و اكناف تحت فشار و زحمت فوق العاده‌اى بوده‌اند و هيچگاه مجال جنگ و مبارزه‌اى برايشان دست نمىداده ، و همچنين حضرت عيسى عليه السّلام مادامى كه در بين مردم مشغول به دعوت و تبليغ بود پيروان زيادى كه بتواند به كمك آنان نهضت كند نداشت ( به جز عده انگشت‌شمارى از حواريين ) و عمدهء پيشرفت آئين آن حضرت هنگامى بود كه خورشيد اسلام طلوع مىكرد ( جمعى كه نمىخواستند زير بار اسلام بروند ، سنگ مسيحيت را به سينه زدند ، و نتيجتا مسيحيت رواج يافت ) و بدوران مشعل‌دارى آن خاتمه مىداد و احكام آن در پشت پرده‌هاى نسخ مستور مىگشت . ولى جمعى از پيامبران كه زمينه را براى مبارزه مساعد مىديدند به دستور خدا قيام كرده و به نبرد مىپرداختند ، تو راست داستان‌هاى ايشان را نقل كرده و قرآن نيز به شرح قسمتى از آنها پرداخته است . « 1 » در بيان داستان « بنى اسرائيل » با « عمالقه » آمده كه موسى عليه السّلام قوم خود را دعوت كرد تا با قوم « عمالقه » قتال كنند . « 2 » و نيز در قرآن داستان طالوت و جالوت ذكر شده است ، « 3 » و نيز داستان سليمان و ملكهء سبا ، كه حضرت ايشان را تهديد به يك جنگ ابتدايى و بدون
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 147 . ( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 24 . ( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 246 .