كردن حق انجام مىدهيم ، ( كه چه بسا از آن عده معدود چند تنى به وسيله همين اقامهء حجت به خود آيند ، تسليم حكم فطرت خود شوند ) .
و مسأله تحميل قانون به اقليتهايى كه زير بار قانون نمىروند ، طريقهاى است كه ميان همه ملتها و دولتها داير است ، نخست افراد متمرد و متخلف از قانون را دعوت به رعايت قانون مىكنند ، آنگاه اگر زير بار نرفتند ، به هروسيلهاى كه ممكن باشد قانون را بر آنان تحميل مىكنند ، هرچند به جنگ و كشتار باشد بالأخره همه بايد به قانون عمل كنند ، حال يا بطوع و رغبت خود و يا به اكراه .
علاوه بر اينكه ناخشنودى منحصر به نسل موجود است ( چون اصولا هميشه كرهء زمين محل زندگى يك نسل است ) و نسلهاى بعد در اثر آموزش و پرورش دينى با ميل و رغبت بآئين فطرت گرويده ، و از دل و جان موحد و خداپرست مىشوند . « 1 »
س 1062 - پاسخ به اين اشكال كه در برابر اسلام گفتهاند : « روش كار پيغمبران پيشين منحصر در دعوت و راهنمايى بوده و هيچگاه اقدام به جنگ و خونريزى نمىكردند » چيست ؟
ج - پاسخ اين است كه تاريخ زندگانى بسيارى از ايشان مانند : نوح ، هود و
هامش
( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 99 - 100 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 3 ، ص 95 .