است و بشر بايد حق خود را استيفا كند ، حال به هروسيلهاى كه ممكن باشد .
البته از آنجايى كه ممكن است در استيفاى اين حق خود دچار تندروىها و يا كندروىها شود ، خود قرآن راه اعتدال و ميانهروى را ارائه داده ، نخست استيفاء اين حق را با صرف دعوت آغاز كرده ، و دستور داده تا در راه خدا اذيتهاى كفّار را تحمل كنند . « 1 »
و در مرحلهء دوم از جان و مال و ناموس مسلمين و از سرزمين اسلام دفاع نموده ، متجاوزين را سر جاى خود بنشانند . « 2 » [ اذن دفاع و جنگ به مسلمانان داده شده است ] .
و در مرحله سوم اعلان جنگ دهند ، و قتال ابتدايى را آغاز كنند [ قتال با اهل كتاب « 3 » ، قتال با عموم مشركين « 4 » كه غير اهل كتابند ، قتال با عموم كفار چه مشرك و چه اهل كتاب « 5 » ] .
هرچند به ظاهر قتالى است ابتدايى ، ليكن در حقيقت دفاع از حق انسانيت و كلمهء توحيد و يكتاپرستى است و اسلام هرگز قبل از دعوت به زبان خوش و اتمام حجت جنگ را آغاز نكرده است ، همچنانكه تاريخ زندگى پيامبر اسلام
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء كافرون ، آيهء 6 ؛ سورهء مزمل ، آيهء 10 ؛ سورهء نساء ، آيهء 77 ؛ سورهء بقره ، آيهء 110 .
( 2 ) . ر . ك : سورهء حج ، آيهء 40 ؛ سورهء انفال ، آيهء 40 ؛ سورهء بقره ، آيهء 190 .
( 3 ) . ر . ك : سورهء توبه ، آيهء 29 .
( 4 ) . ر . ك : سورهء توبه ، آيهء 5 و 36 .
( 5 ) . ر . ك : سورهء توبه ، آيهء 123 .