صحيح ، يك نفر بيش نيست و آن « حاطب بن ابى بلتعه » است كه با قريش و دشمنان اسلام مكاتبهء سرى داشت . و يا در آيهء
« يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ » ،
« 1 » كه قائل اين سخن يك نفر بيش نيست و او « عبد اللّه بن ابى بن سلول » رئيس منافقين است .
و نيز در آيهء :
« الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً »
« 2 » كه روايت صحيح وارد شده است كه اين آيه دربارهء يك نفر است و او على بن ابيطالب عليه السّلام و يا بنا به روايت آقايان اهل سنت ابا بكر است ! !
و يا اينكه فاعل « يسئلون » در آيهء :
« يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ »
« 3 » با اينكه صيغه جمع است يك نفر است .
و همچنين آيات زياد ديگرى وجود دارد كه در همه ، نسبتهائى به صيغهء جمع به شخص معين و واحدى داده شده است .
و از طرفى مىتوان گفت عربيت آن روز [ عرب عصر نزول قرآن ] ، عربيت دست نخوردهترى بوده و اگر اين نحو استعمال را لغت عرب جايز نمىدانسته و طبع عربى آن را نمىپذيرفته خوب بود عرب آن روز اشكال مىكرده و در مقام اعتراض برمىآمد و حال آنكه از هزاران نفر صحابه و تابعين ، احدى بر
هامش
( 1 ) . سوره منافقون ، آيه 8 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 274 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 215 .