تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
و كوتاه سخن آنكه هرحاجت نفسانى كه احساسات ما آنها را بما الهام مىكند ، در ما ايجاد حركتى مىكند ، كه به پا خيزيم ، و براى رفع آن حاجت تلاش كنيم ، با اينكه اگر اين احساس حاجت نبود و ما روزى هزار بار تصور حاجت مىكرديم هرگز از جا برنمىخاستيم ، پس معلوم مىشود ميان آن تصور حاجت ، و اين تصور حاجت فرق است ، در اولى واقع و خارج را ديده‌ايم ، و در دومى تنها نقش ذهنى را ، اولى واقعيت خارجى دارد ، و دومى ندارد ، و يا بگو اولى بوسيلهء امرى خارجى و مؤثر ، در نفس آدمى پيدا مىشود ، ولى دومى را خود انسان و به اختيار خودش در دل ايجاد مىكند ، اولى را علم كشف مىكند ، ولى دومى خود علم است ، پس معلوم مىشود كه علم هست . « 1 »

س 985 - شبهه‌اى كه اساس علوم مادى قرار گرفته ، و علم و ادراكات ثابت را نفى مىكند چيست ؟

و چه پاسخى به اين شبهه داده شده است ؟ ( بحث فلسفى ) ج - توضيح اينكه : بحث‌هاى علمى اين معنا را به ثبوت رسانده كه علم طبيعت در تحول و تكامل است ، و هرجزء از اجزاء عالم طبيعت كه فرض شود ، در مسير حركت قرار دارد ، و او بسوى كمال دارد ، و بنابراين اساس ، هيچ موجودى نيست ، مگر آنكه در آن دوم از وجودش ، غير آن موجود ، در آن
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ، ص 80 - 78 .