نسبت وجوب دارد ، ممكنش نمىسازد ، بلكه همچنان واجب است . « 1 »
بعضى از مفسّرين از اين اشكال پاسخ دادهاند به اينكه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام تكاليفى مخصوص به خود دارند ، آنها بر خلاف ساير مردم مىتوانند خود را به اين گونه مهلكهها بيفكنند ، ولى اين كار بر سايرين حرام است . در بعضى از اخبار هم به اين نكته اشاره شده .
بعضى ديگر چنين جواب دادهاند : آن علمى تكليفآور است كه علمى عادى باشد ، و امّا علم غيرعادى تكليف را بر انسان منجز نمىكند .
ممكن است اين دو پاسخ اخير را طورى توجيه كنيم كه با بيان سابق ما سازگار باشند . « 2 »
هامش
( 1 ) . توضيح بيشتر اينكه : فرض كنيم كه على عليه السّلام مىدانست كه در روزى معين و ساعتى معين و به دست شخصى معين ترور مىشود ، حال با توجه به آنچه گفتيم كه تمام حوادث عالم واجب و ضرورى الوجود است ، و ممكن نيست يكى از آنها از سلسله به هم پيوسته حذف شود ، علم امام عليه السّلام حادثه ترور خود را ممكن الوجود نمىكند ، چه علم داشته باشد و چه نداشته باشد ، اين حادثه حادث شدنى بود ، و حال كه علم دارد ، اين علم ، تكليفى براى آن جانب ايجاد نمىكند ، و او را محكوم به اين حكم نمىسازد كه امروز به خاطر احساس خطر از رفتن به مسجد خوددارى كن ، و يا ابن ملجم را بيدار مكن ، و يا براى خود نگهبانى معين كن ، چون اين علم علم به غيب ( يعنى شدنىها ) است ، نه علم عادى تا تكليفآور باشد . مترجم
( 2 ) . الميزان ؛ ج 18 ، ص 293 - 296 . [ با تصرّف ]