تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
پس روشن گرديد كه تمامى حوادث خارجى كه يكى از آنها افعال اختيارى ما است ، وقتى در خارج حادث مىشود كه حدوثش به خاطر تماميت علّت ، واجب شده باشد ، و اين منافات ندارد با اين‌كه در عين حال صدور افعال ما نسبت به خود ما به تنهايى ممكن باشد ، نه واجب . حال كه معلوم شد هرحادثى از حوادث ، و از آن‌ميان هرفعلى از افعال اختيارى ما در عين اختيارى بودن ، معلولى است كه علّت تامّه‌اى دارد ، و اگر نمىداشت محال بود كه حادث شود ، همچنانكه با فرض نبودن آن علّت ، محال بود حادث گردد ، پس تمامى حوادث عالم ، سلسلهء نظام يافته‌اى است ، كه همگى و مجموعه‌اش متصف به وجوب است ، يعنى محال است يكى از آن حوادث كه به منزله يك حلقه از اين زنجير است از جاى خودش حذف شود ، و جاى خود را به چيز ديگر و حادثه‌اى ديگر بدهد . و نيز معلوم شد كه پس اين سلسله و زنجير از همان روز اوّل واجب بوده - چه گذشته‌هايش و چه حوادث آينده‌اش - حال اگر فرض كنيم كه شخصى به اين سلسله يعنى به سراپاى حوادث عالم آن طور كه هست و خواهد بود علم داشته باشد ، اين علم نسبت هيچ‌يك از آن حوادث را هرچند اختيارى هم باشد تغيير نمىدهد و تأثيرى در نسبت آن نمىكند ، يعنى با فرض اينكه
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 226 | مراد على شمس