تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
پيامبر اسلام و ائمه عليهم السّلام را تعليم داده ، و هرچيزى را به ايشان آموخته . و در بعضى از همان روايات اين معنا تفسير شده به اينكه علم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از طريق وحى ، و علم ائمه عليهم السّلام از طريق رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده است . و تا آنجا كه تاريخ نشان مىدهد سيرهء اهل بيت چنين بوده كه در طول زندگى خود مانند ساير مردم زندگى مىكرده‌اند و به سوى هرمقصدى مىرفتند از راه معمولى و با توسل به اسباب ظاهرى مىرفتند ، و عينا مانند ساير مردم گاهى به هدف خود مىرسيدند ، و گاهى نمىرسيدند . و اشكال شده است كه اگر اين حضرات علم به غيبت مىداشتند ، بايد در هرمسيرى به مقصد خود برسند ، در حالى كه مىبينيم آن حضرات چنين نبودند ، و در زندگى راههايى را طى مىكردند كه به مصائبى منته مىگشت . « 1 »

س 978 - اگر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اهل بيتش عليهم السّلام علم غيب داشتند ، چرا راههايى را طى مىكردند كه به مصائبى منتهى مىگشت

و خود را عالما و عامدا به مهلكه مىافكندند مثلا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز جنگ احد ، و على عليه السّلام در معرض ترور ابن ملجم ملعون ، و حسين عليه السّلام در كربلا ، و ساير ائمه ( عليهم السّلام ) در خوردن غذاى سمّى ؟ ( بحث فلسفى ) ج - اساس اين اشكال دو آيه از آيات قرآنى است ، يعنى آيهء
« وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 18 ، ص 292 . [ با تصرّف ]