ساحت قدس الهى محتاج به ازاله آن مرضها و دريدن آن پردهها هستند ، و چيزى هم از عهده ازاله و رفع آن برنمىآيد مگر همان عفو پروردگار و پردهپوشى و مغفرت او .
بعيد نيست مراد از رواياتى هم كه مىگويد : « خداوند سبحان مردم را محشور مىكند و آتشى را هم مىآفريند ، آنگاه به مردم دستور مىدهد تا در آتش داخل شوند پس هركس وارد آتش شود داخل بهشت مىشود ، هركس سرپيچى كند داخل جهنم مىشود » همين معنا باشد ، يعنى مراد از آتش رفع آن پردهها و معالجه آن مرضها باشد .
و نيز از جمله مواردى كه در قرآن كريم « 1 » عفو و مغفرت در غيرمورد گناه به كار برده شده مغفرتى است كه در موارد رفع تكليف كرارا ايراد گرديده ، مىباشد . « 2 »
س 955 - در قرآن كريم از آيات « 3 » عفو و مغفرت در غيرمورد گناه چه نتايجى مىتوان گرفت ؟
ج - از اينگونه آيات كشف مىشود كه صفت عفو و مغفرت خداى تعالى مثل صفت رحمت و هدايت او است كه متعلق به امور تكوينى و تشريعى هر
هامش
( 1 ) . ر . ك : سوره مائده ، آيه 3 و 34 ؛ سوره نساء ، آيه 46 ؛ سوره توبه ، آيه 91 ؛ سوره شورى ، آيه 30 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 535 . [ با تصرف ]
( 3 ) . ر . ك : سوره مائده ، آيه 3 و 34 ؛ سوره نساء ، آيه 46 ؛ سوره توبه ، آيه 19 ؛ سوره شورى ، آيه 30 .