تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
پس هرگاه عفو و مغفرت در امور تكوينى به خدا نسبت داده شود ، مصداقش بر طرف نمودن مانع است به وسيلهء ايراد سبب است ، و در امور تشريعى به معناى ازالهء سببى است كه مانع از ارفاق و فضل الهى مىباشد . « 1 »

س 954 - منظور از عذاب ، عفو ، مغفرت و قبول توبه از مستضعفين كه قرآن « 2 » كريم به آن اشاره دارد و با اينكه اين گروه تكليف و گناهى نداشته‌اند ، چيست ؟

ج - اين آيات از جملاتى هستند كه قرآن كريم دربارهء امر آخرت بيان داشته ، الّا اينكه روى مراتبى كه ما براى گناه و معصيت قائل شديم ممكن است اين آيات را معنا كرده ، زيرا به آن بيان گناه و مغفرت منحصر در مخالفت تكليف نيست ، بلكه بعضى از مراحل مغفرت متعلّق به مرض‌هاى قلبى و احوال بدى مىشود كه عارض بر قلب شده و بين قلب و پروردگار حجاب مىشود ، مستضعفين درست است كه به خاطر ضعف عقل و يا نداشتن آن تكليف ندارند ليكن چنان هم نيستند كه ارتكاب كار زشت در دل‌شان اثر نگذاشته و دلهايشان را آلوده و محجوب از حق نسازد ، بلكه در اين جهت با غير مستضعفين يكسانند ، و خلاصه در تنعم به نعيم قرب خدا و حضور در
هامش
( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 7 ، ص 90 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 78 . [ با تلخيص و تصرف ] . ( 2 ) . ر . ك : سوره توبه ، آيه 106 ؛ سوره نساء ، آيه 98 .
با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 191 | مراد على شمس