اطلاقشان بر غير خداوند هم از نظر معنايى كه دارند صحيح است . « 1 »
و نيز روشن شد كه عفو و مغفرت از امورى است كه شامل جميع آثار چه تشريعى و چه تكوينى ، چه دنيوى و چه اخروى مىشود . « 2 »
خلاصه آنكه عفو و مغفرت از قبيل بر طرف نمودن مانع و از بين بردن منافى مضاد ( ازالهء منافيات ) است ، و خداوند سبحان ايمان و خانه آخرت را حيات ، و آثار ايمان و افعال اهل آخرت را نور شمرده است . « 3 »
بنابراين در حقيقت شرك ؛ مرگ و گناهان ، تاريكى مىباشند . « 4 »
بنابراين مغفرت بر طرف نمودن مرگ و تاريكى است ، و اين مغفرت كه از بين برنده مرگ و تاريكى است ناچار به وسيله حيات و نورى است كه حيات آن عبارت از ايمان و نور آن عبارت از رحمت الهى است .
و با اين ترتيب بايد گفت كه كافر ؛ نه داراى حيات است و نه داراى نور و مؤمنى كه مورد آمرزش و مغفرت قرار گرفته هم داراى حيات است و هم داراى نور ، و مؤمن در صورتى كه گناهكار باشد زندهايست كه نورش تمام و كامل نيست و تنها با مغفرت تمام و كامل مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء بقره ، آيهء 237 ؛ سورهء جاثيه ، آيهء 14 ؛ سورهء شورى ، آيهء 30 .
( 2 ) . ر . ك : سورهء شورى ، آيهء 30 ؛ سورهء شورى ، آيهء 5 ؛ سورهء اعراف ، آيهء 23 .
( 3 ) . ر . ك : سورهء انعام ، آيهء 122 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 64 .
( 4 ) . ر . ك : سورهء نور ، آيهء 40 .
( 5 ) . ر . ك : سورهء تحريم ، آيهء 8 .