تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
اطلاقشان بر غير خداوند هم از نظر معنايى كه دارند صحيح است . « 1 » و نيز روشن شد كه عفو و مغفرت از امورى است كه شامل جميع آثار چه تشريعى و چه تكوينى ، چه دنيوى و چه اخروى مىشود . « 2 » خلاصه آنكه عفو و مغفرت از قبيل بر طرف نمودن مانع و از بين بردن منافى مضاد ( ازالهء منافيات ) است ، و خداوند سبحان ايمان و خانه آخرت را حيات ، و آثار ايمان و افعال اهل آخرت را نور شمرده است . « 3 » بنابراين در حقيقت شرك ؛ مرگ و گناهان ، تاريكى مىباشند . « 4 » بنابراين مغفرت بر طرف نمودن مرگ و تاريكى است ، و اين مغفرت كه از بين برنده مرگ و تاريكى است ناچار به وسيله حيات و نورى است كه حيات آن عبارت از ايمان و نور آن عبارت از رحمت الهى است . و با اين ترتيب بايد گفت كه كافر ؛ نه داراى حيات است و نه داراى نور و مؤمنى كه مورد آمرزش و مغفرت قرار گرفته هم داراى حيات است و هم داراى نور ، و مؤمن در صورتى كه گناهكار باشد زنده‌ايست كه نورش تمام و كامل نيست و تنها با مغفرت تمام و كامل مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : سورهء بقره ، آيهء 237 ؛ سورهء جاثيه ، آيهء 14 ؛ سورهء شورى ، آيهء 30 . ( 2 ) . ر . ك : سورهء شورى ، آيهء 30 ؛ سورهء شورى ، آيهء 5 ؛ سورهء اعراف ، آيهء 23 . ( 3 ) . ر . ك : سورهء انعام ، آيهء 122 ؛ سورهء عنكبوت ، آيهء 64 . ( 4 ) . ر . ك : سورهء نور ، آيهء 40 . ( 5 ) . ر . ك : سورهء تحريم ، آيهء 8 .