اعمال حق هميشه واجب نيست ليكن چنان هم نيست كه ترك آن هميشه و در هرجا صحيح باشد ، زيرا اگر ترك اعمال حق را در هرجا و براى هميشه تجويز كنيم حكم فطرى به ثبوت حق را لغو كردهايم ، و بسا اعتراض خواهد شد كه شما از يك طرف مىگوئيد فطرت به ولى امر حق مىدهد كه گنهكار را كيفر دهد و از طرف ديگر آن را لغو مىنمائيد پس فائده اثبات اين حق چيست ؟ . . .
پس بايد گفت مسأله عفو از گناه تا اندازهاى صحيح است كه منته به چنين محذوراتى نشود . خلاصه اين قضيه به اصطلاح علمى ، قضيهاى است مهمل ، به اين معنى كه نمىتوان دربارهء آن حكم يك جا و صددرصد نمود ، بلكه بايد ديد حكمت و مصلحتى براى عفو هست يا نه ، اگر بود عفو جائز است و اگر نه رعايت احترام قوانينى كه حافظ بنيهء اجتماع و سعادت بشر است ، و به همين منظور البته بايد گنهكار را مجازات كرد . « 1 »
س 953 - « عفو » و « مغفرت » از نظر قرآن به چه معنا است ؟
« عفو » بنابر آنچه كه راغب از موارد استعمال آن استنباط نموده عبارت از قصدى است كه براى بدست آوردن و ميل به چيزى انجام گيرد .
مثل اينكه جمله « عفت الدار » كه در موقع خراب شدن خانه مىگويند مبنى
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 6 ص 519 و 522 . [ با تصرف ]