كه علوم و ادراكات هرگز قواى عامله را كه اعضا را به حركت در مىآورد و همچنين اعضائى كه حامل آن ادراكات است را از قدرت يكسان به فعل و ترك در نمىآورد و چنين اثرى ندارد كه قدرت آنها را از فعل يا از ترك سلب كند بلكه صاحب اين ادراكات و اين قوا و اين اعضا همچنان مختار است و بطور يكسان هم قادر بر فعل است و هم قادر بر ترك .
همچنانكه علم قطعى ما افراد معمولى و غيرمعصوم به اينكه « فلان غذا مسموم است » ، ما را از خوردن آن عصمت مىدهد و هرگز چنين غذايى را نمىخوريم و ليكن در عين حال اعضاى بدن ما كه در عمل غذا خوردن به حركت در مىآيد يعنى دست ما ، دهان ما ، زبان ما و دندانهاى ما ناتوان از خوردن آن غذا نمىشوند ، اين اعضا همانطور كه ممكن است بىحركت بمانند و آن غذا را در جوف ما فرو نكنند ، همچنين ممكن است به كار بيفتند و غذاى كذايى را در جوف ما بكنند ( افرادى كه انتحار مىكنند با خوردن چيزى به اين عمل دست مىزنند ) پس با وجود عصمت باز فعل براى معصوم اختيارى است . « 1 »
[ س 945 - آيا قصور و يا تقصيرى در دعوت انبياء جايز نيست ؟ ]
س 945 - ما مردم عاقل را مىبينيم كه در انواع غرضهاى اجتماعى دست به تبليغ مىزنند و مبلغين نوعا از اين لحاظ خالى از قصور يا
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 5 ص 580 .