انسان ، و آن طريق عبارت است از احسان در عمل كه اگر احسان كند خدا با او است ، و نمىگذارد گمراه شود .
و طائفهاى از امتها ، هستند كه ضلالت بر آنان ثابت و لازم شده و اين آن ضلالتى است كه خود انسان به سوء اختيارش درست مىكند ، نه آن ضلالتى كه خدا بهعنوان مجازات ، آدمى را بدان مبتلا مىسازد ، به دليل اينكه دربارهء آن ، تعبير به اثبات و لزوم كرده « 1 » و در آيهء بعدى آن را به خود نسبت داده و فرموده است :
« فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ »
« 2 » پس معلوم مىشود قبلا ضلالتى بوده كه خدا آن را اثبات و لازم كرده و به خود نسبت داده ، و اين همان ضلالت مجازاتى است ( دقت بفرماييد ) .
خداى تعالى در هيچجاى كلام خود اضلال را به خود نسبت نداده مگر آن اضلالى كه مسبوق به ظلم خود عبد يا فسق و كفر و تكذيب او و نظاير آن باشد .
مثلا فرموده :
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » *
« 3 » و معلوم است كه هدايت نكردن ، عين اضلال است . « 4 »
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ، آيهء 36 .
( 2 ) . سورهء نحل ، آيهء 37 .
( 3 ) . سورهء جمعه ، آيهء 5 ؛ و نظير آن ، سورهء بقره ، آيهء 26 . سورهء نساء ، آيهء 168 . سورهء صف ، آيهء 5 .
( 4 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 354 و 355 . [ با تصرف ]