تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با علامه در الميزان ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
نيست و ديگر انسان‌ها به دو قسم ضالّ و مهتدى تقسيم نمىشوند و حالات انسانى هم به دو حالت ضلالت و هدايت تقسيم نمىگردد ، پس چاره‌اى جز اين نيست كه ضلالت را امرى عدمى بدانيم و ضلالت اوّلى هركس را به خود او منسوب نماييم - پس در اينجا به دقت تأمل كنيد تا قدم‌ها بعد از ثبوتش نلغزد - . « 1 »

س 893 - علّت ضلالت و طغيان اسرافگران و منكرين ( توحيد و معاد ) چيست ؟

با اينكه توحيد و معاد به طريق عقل فطرى ثابت است چرا آن را نمىپذيرند ؟ ج - اين اسرافگران و منكرين علّت انكارشان اين است كه شيطان اعمال زشت آنان را در نظرشان زينت داده ، درنتيجه دلهايشان به سوى آن اعمال كشيده شد ، به‌طورى كه جايى براى ياد خدا در آن نماند ، و قهرا خدا از يادشان رفت ، و با اينكه خداى تعالى با فرستادن رسولان پيشين و با معجزاتى روشن مقام خود را به آنان يادآورى كرد و توجهشان داد به اينكه اقوام پيشين را به جرم اينكه ايمان نياوردند ، و اين سنّتى است از خداى تعالى كه مردم مجرم را اينطور جزاء مىدهد . « 2 » * * * * *
هامش
( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 356 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 10 ، ص 26 و 29 .