الْفاسِقِينَ »
« 1 »
مثلا در همين آيه كه اضلال به خدا نسبت داده شده بهعنوان كيفر فسق است كه بنده مرتكب آن شده است . و خداى تعالى هدايت را از او دريغ مىنمايد و به همين معنا در حقيقت اذنى است براى داعى ضلالت يعنى شيطان ، و وقتى شيطان دست خدا را از سر بندهاش كوتاه و خلاصه ميدان را خالى ديد ، اعمال زشت را در نظر آن بنده جلوه و زينت داده و او را گمراه مىكند ؛ و لذا به دنبال جملهء
« زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ »
در سورهء توبه آيهء 37 فرموده :
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ » .
ممكن است پرسيده شود : خداوند چطور چنين اذنى را به شيطان مىدهد و او را از بندهاش منع نمىكند .
در جواب گفته شده : چون اينها كفر ورزيدند و خداوند مردمى را كه كفر بورزند هدايت نمىكند . « 2 »
س 888 - اگر سبيل جائر و راه ضلالت راه نيست ، پس چرا در مواردى ضلالت گمراهان ، به خدا نسبت داده شده است ؟
ج - سبيل جائر و راه ضلالت در حقيقت راه نيست ، تا قابل جعل باشد ، بلكه اگر دقت كنيم راهى نرفتنى و امرى عدمى است ، و امر عدمى هم قابل جعل
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 26 .
( 2 ) . الميزان ؛ ج 9 ، ص 364 . [ با تصرف ]