تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
اختلالات روانى گوناگونى مىشود . اسلام آمد و خط بطلانى بر اين گونه كارها كشيد ، و مردم را دعوت به زندگى اجتماعى توأم با پارسايى نمود . توجه به اين نكته لازم است كه رهبانيت در اصل از ماده « رَهْبَه » ( بر وزن ضربه ) به معنى ترس و خوف است و منظور در اينجا خوف از خدا است ، و به گفتهء راغب در كتاب مفردات ، ترسى است كه آميخته با پرهيز و اضطراب باشد ، سپس اين واژه به كار گروهى از مسيحيان يا غير آنها كه انزواطلبى را پيش گرفته و به گمان خود به عبادت پروردگار مىپرداختند اطلاق شده است ، از جمله بدعت‌هاى زشت مسيحيان در مورد رهبانيت ، تحريم ازدواج براى مردان و زنان تارك دنيا بود و پشت‌پا زدن به همهء وظائف اجتماعى و انتخاب صومعه‌ها و ديرهاى دور افتاده را براى برنامه‌هاى عبادى بدعت‌آميز . از آيهء بالا استفاده مىشود رهبانيت به دو گونه است : مطلوب و نامطلوب . به يقين رهبانيّت نامطلوب همان چيزى است كه در بالا اشاره شد ، و رهبانيت مطلوب همان ساده زيستى و حذف تجمّلات از زندگى ، و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است كه توأم با زندگى اجتماعى و جهاد و پيكار در مسير حركت جامعه به پيش ، در تمام زمينه‌هاى معنوى و مادى معقول است . به تعبير ديگر آيه فوق مىگويد : نوعى رهبانيت در آيين مسيح عليه السلام از سوى خدا نازل شده بود كه زهد حضرت مسيح عليه السلام نمونه‌اى از آن بود ، ولى مسيحيان ( در قرون بعد ) نوع ديگر از رهبانيت را بدعت گذارى كردند كه هرگز در آيين مسيح عليه السلام نبود ، و آن انزواى اجتماعى و بيگانگى از زندگى دنيا و ترك ازدواج و گوشه‌گيرى بود . ممكن است گفته شود حضرت مسيح عليه السلام هم در عمر خود ازدواج نكرد ، ولى نبايد فراموش نمود كه حضرت مسيح عليه السلام عمرى كوتاه داشت ، و حدود سى سال در ميان مردم روى زمين زندگى نمود ، و در اين مدّت مشغول به تبليغ آيين حق ، و پيوسته از نقطه‌اى به نقطه ديگر مىرفت و مجالى براى ازدواج نيافت . به هر حال اسلام رهبانيّت بدعت گذارى شدهء مسيحيان را به شدت محكوم كرد