كارى كه هرگز به آنها دستور داده نشده بود ، مىفرمايد : « آنها رهبانيتى را بدعت گذارده بودند كه ما بر آنها مقرر نداشته بوديم ، گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود ، ولى حق آن را رعايت نكردند ، لذا به آنهايى كه از اين گروه ايمان آوردند پاداش داديم ، و بسيارى از آنان فاسقند و خارج از اطاعت پروردگار » ( وَ رُهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ الَّا ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوها حَقَّ رَعايَتِها فَآتَيْنا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ اجْرَهُمْ وَ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ ) .
مىدانيم امروز گروهى از مسيحيان تارك دنيا اعم از زن و مرد داريم كه به ديرها پناه مىبرند ، و همه به صورت مجرد زندگى مىكنند و به اصطلاح به تمام مذاهب دنيا پشت پا مىزنند و به اصطلاح مشغول عبادت مىشوند و ديرها مراكزى هستند كه براى اين گونه افراد بنا شده است .
اين موضوع مربوط به امروز نيست ، بلكه از بدعتهايى است كه از قرن سوم ميلادى هنگام ظهور امپراطورى رومى « ديسيوس » و مبارزهء شديد او با پيروان مسيح عليه السلام پيدا شد ، آنها بر اثر شكست از اين امپراطور خونخوار به كوهها و بيابانها پناه بردند ، و بذر رهبانيت در ميان آنها پاشيده شد . « 1 »
بنابراين ، اين گونه رهبانيت كه با روح تعليمات انبياء هرگز سازگار نيست در قرون اوليه مسيحيت نيز نبود بلكه بدعتى بود كه بعداً به وسيلهء افراد نادان منحرف گذارده شد و تا به امروز نيز ادامه دارد كه گروهى هم زندگى اجتماعى را ترك مىكنند و هم ازدواج و هم ساير فعاليّتها را ، و توسط به اصطلاح بانيان خير خواه ، هزينهء آنها پرداخته مىشود .
حال در اين ديرها چه مىگذرد ، و بر اثر انحراف از اصول فطرى انسانى چه مفاسد عجيبى روى مىنهد ، داستان بسيار مفصّل و غم انگيزى دارد تا آنجا كه يكى نويسندگان مسيحى به بعضى از ديرها اشاره كرده و آن را كانونى از فحشاء مىشمرد .
و اصولًا اين زندگى غير طبيعى بر روح و فكر آنها اثرات منفى گذارده و سبب
هامش
( 1 ) . دائرة المعارف قرن بيستم ؛ مادهء رهب .