اين باشد كه آنها بدى ديگران را به بدى پاسخ نمىگويند ، بلكه بدى را با نيكى تلافى مىكنند ، تا افراد خطاكار و گناهكار پيش وجدان خود شرمنده شوند و در كار خويش تجديدنظر نمايند .
اين احتمال نيز در تفسير آيه داده شده است كه هر دو معنى در تفسير آيه جمع باشد . « 1 »
از اين سه آيه به خوبى استفاده مىشود كه پيامبر صلى الله عليه و آله ( و كسانى كه پيرو راستين او بوده و هستند ) مأموريت دارند از مرحلهء عفو و گذشت نيز فراتر بروند و بدى را با نيكى پاسخ دهند ، كارى كه تحمل آن براى هر كس ميسّر نيست ، به همين دليل در آيهء بعد مىفرمايد : به اين مرحله جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند و كسانى كه بهرهء عظيمى از ايمان و تقوا دارند نمىرسند ( وَ مايُلَقَّاها الَّا الَّذينَ صَبَروُا وَ مايَلَقَّاها الّا ذوُحَظٍّ عَظيمٍ ) .
و راستى مقابله به ضد در برابر بدىها كار سنگينى است كه جز نيكان و پاكان توان آن را ندارند ؛ آنها كه بهره عظيمى از ايمان و تقوا و سهم وافرى از فضايل اخلاقى دارند .
جالب اين كه در تاريخ پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و پيشوايان بزرگ دين كراراً اين موضوع به ثبوت رسيده است كه گاهى سختترين دشمنان كينه توز بر اثر مقابله به ضد ( نيكى در برابر بدى ) به كلى منقلب شده و مبدل به دوستان صميمى گشتهاند ، و اين تجربههاى فراوان نشان مىدهد كه تأثير اين عمل ، ملموس و چشمگير است .
* * * در هفتمين آيه سخن از مسألهء قصاص است كه يكى از احكام مهم اجتماعى اسلام و ضامن حفظ خونها مىباشد و قرآن آن را مايهء حيات جامعه مىشمرد ، در عين حال عفو و گذشت را برتر از آن مىداند . مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان
هامش
( 1 ) . به تفسير الميزان ، جلد 16 ، ذيل آيهء مورد بحث رجوع شود .