دستور مىدهد كسى را كه به تو ستم كرده عفو كنى ، و كسى كه تو را محروم كرده مشمول عطاى خود سازى ، و كسى كه از تو بريده با او پيوند محبت داشته باشى » . « 1 »
* * * در چهارمين آيه روى سخن را به همهء مسلمانان كرده و به آنها چنين دستور مىدهد اگر خواستيد مجازات كنيد به مقدارى كه به شما تعدى شده بسنده كنيد ( نه بيشتر از آن ) ولى اگر شكيبايى پيشه كنيد ( و عفو و گذشت نماييد ) اين كار براى شكيبايان بهتر است ( وَ انْ عاقَبْتُم فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُم بِهِ وَلَانْ صَبَرْتُم لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرينَ ) .
در روايات آمده است كه اين آيه در جنگ احد نازل شد ، در آن هنگام كه چشم پيامبر صلى الله عليه و آله به بدن رشيد حمزه افتاد كه در خاك و خون غلتيده بود و دشمن سنگدل سينه و پهلوى او را شكافته و كبد ( يا قلب ) او را بيرون كشيده بود و گوش و بينى او را نيز قطع كرده بود . پيغمبر صلى الله عليه و آله بسيار منقلب و ناراحت شد و بعد از حمد و سپاس الهى و شكايت به درگاه او فرمود : اگر من بر آنها غلبه يابم آنها را مُثله خواهم كرد » ( و طبق روايت ديگرى فرمود : با هفتاد نفر از آنها همين معامله مىكنم . ) آيهء فوق نازل شده ، و دستور به عدم تعدى در مجازات داد و مسلمانان را دعوت به صبر ( و عفو ) نمود ، بلافاصله پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد : « اصْبِرُ اصْبِرُ ؛ خدايا صبر مىكنم ، صبر مىكنم » . « 2 »
جالب اين كه در آيهء بعد از اين مىفرمايد : « وَاصْبِر وَ ماصَبْرُكَ الَّا بِاللَّهِ ؛ شكيبايى پيشه كن و شكيبايى تو جز براى خدا و توفيق پروردگار نيست » . اشاره به اين كه در اين لحظات دردناك كه تمام وجود انسان به خاطر جنايات دشمن سنگدل نادان مىسوزد ، صبر و گذشت كار بسيار مشكلى است كه جز به امدادهاى الهى ميسّر نيست .
البته اجازهاى كه از ابتداى آيه در مورد مقابله به مثل استفاده مىشود راجع به
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، جلد 2 ، صفحه 512 .
( 2 ) . تفسير عياشى و الدُّر المنثور ، ذيل آيهء مورد بحث .