اصل كشتن قتل عمد است ، ولى نسبت به مُثْله كه يك عمل غير انسانى حتى مقابله به مثل نيز جايز نيست ، و اين مطلب صريحاً در روايات اسلامى آمده است كه حتى سگ درنده را هم نمىتوان مُثله كرد « 1 » و اگر از روايت فوق جواز مُثْله استفاده شد به وسيلهء روايات صريح تفسير خواهد شد ، كه منظور ، اصل قتل است نه مُثله كردن .
جمعى نيز گفتهاند كه مسألهء انتقام نابرابر و مُثْله كردن آنها از سوى مسلمانان مطرح شد نه از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و عموميّت خطاب آيه نيز مؤيد همين معنى است كه اين تصميم از سوى مسلمانان بود .
* * * در پنجمين آيه باز روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده دستورى فراتر از عفو و گذشت مىدهد و مىفرمايد : بدى را از راهى كه بهتر است دفع كن ، و پاسخ بدى را به نيكى ده ، ما به آنچه آنها مىگويند و توصيف مىكنند آگاه تريم ( ادْفَعْ بِالّتِى هِىِ احْسَنُ السَّيِئَة نَحْنُ اعْلَمُ بِمُا يَصِفُونَ ) .
* * * در ششمين آيه نيز همين معنى با تعبير ديگرى آمده است ، مىفرمايد : « بدى را با نيكى دفع كن تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صميمى شوند » . ( ادْفَعْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ فِاذا الَّذى بَيْنِكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةً كَانَّهُ وَلِىٌّ حَميمٌ ) .
و در آيهء 22 سورهء رعد نيز مىخوانيم :
هنگامى كه اوصاف اولِى الالْباب و صاحبان انديشه و فكر را شرح مىدهد ، مىفرمايد : يكى از اوصاف آنها اين است كه با حسنات ، سيئات را از ميان مىبرند ( وَ يَدرَئُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةِ ) . اين تعبير مىتواند اشاره به اين باشد كه آنها خطاها و گناهان خويش را با حسنات و اعمال نيك جبران مىكنند ، و نيز مىتواند اشاره به
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامه 47 .