آگاهى بر آن توطئهها و خنثى كردن آنها وجود ندارد .
در چنين مواردى بايد حسن ظن را كنار گذاشت ، و با سوء ظن به هر پديدهاى نگريست و براى حفظ اهداف بزرگتر و والاتر يعنى مصالح امت اسلامى به تجسّس پرداخت و در واقع فلسفهء تشكيل دستگاههاى اطلاعاتى و ضدّ اطلاعاتى دشمن ( ضد جاسوسان بيگانه ) همين است . و به تعبير ديگر اين استثناء از قانون اهم و مهم سرچشمه مىگيرد ، و اى بسا افرادى كه مورد سوءظن واقع مىشوند و در اسرار زندگى آنها تفتيش به عمل مىآيد ، افراد سالم و بىگناهى باشند ولى بديهى است براى پيدا كردن گنهكاران واقعى و مزدوران دشمن چارهاى جز جستجوى وسيع در تمام مواردى كه احتمال آن وجود دارد نمىباشد .
حتّى گاه لازم مىشود ، جاسوسانى در لباس مختلف به ميان دشمنان بفرستند يا در مؤسّسات مهم داخلى افرادى در قالب كارمند و كارگر و نظافتچى و مانند آن مبعوث كنند تا اگر بذر فتنهاى پاشيده شده و توطئهاى در حال شكل گرفتن است ، پيش از آن كه آتش آن زبانه كشد و مصالح امت را در كام خود فرو برد ، در نطفه خفه و خاموش كنند .
البتّه مفهوم اين سخن اين نيست كه اين امر بهانهاى شود براى دخالت در زندگى خصوصى همهء افراد و افشاى اسرارى كه هيچ گونه ارتباطى با مصالح امت ندارد ، هر چند متأسفانه از اين اصل عقلايى هميشه سوء استفادههايى شده است ، با توجه به اين كه اين يك حكم استثنايى است بايد دقيقاً در مواردى كه فلسفهء آن وجود دارد دنبال شود و حتى يك قدم فراتر از آن رفتن جايز نيست .
در آيات قرآن و تاريخ زندگى پيامبر صلى الله عليه و آله و روايات اسلامى اشارات روشنى به اين مسأله ديده مىشود .
در آيهء 47 توبه قرآن تصريح مىكند كه در ميان شما جاسوسان دشمن وجود دارند ( وَ فيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ) ، يعنى بايد مراقب آنها باشيد .
داستان تفتيش زنى كه اخبار مدينه را در آستانهء جريان فتح مكه براى ابو سفيان مىبرد ، به وسيلهء على عليه السلام از طريق تهديد او با شمشير تا آنجا كه مجبور شد نامهء
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٤