كه از اسرار ديگران جستجو كند ، خداوند اسرار او را فاش مىكند » . « 1 »
و حديث ديگرى كه مىگويد : « مَنْ كَشَفَ حِجابَ اخِيِهِ انْكَشَفَ عَوراتِ بِيْتِهِ ؛ كسى كه پرده از اسرار ديگران بردارد ، اسرار خانه او فاش خواهد شد » . « 2 » ممكن است اشاره به همين معنى ، يا اشاره به اثر وضعى و مجازات الهى اين عمل در دنيا باشد .
در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار آمده است : « مَنْ تَطَّلَعَ عَلى اسرارِ جارِهِ انْتَهَكَتْ اسْتارُهُ ؛ كسى كه تفتيش از اسرار همسايه خود كند ، پردهء اسرار او پاره مىشود » . « 3 »
* * * سرچشمههاى اين رذيلهء اخلاقى يعنى تفتيش در احوال و اسرار ديگران نيز بسيار است ، از جمله :
1 - سوءظن و بدبينى غالباً انسان را به سوى تجسّس دربارهء ديگران مىراند و هرگاه جاى خود را به حسن ظن بدهد ، به فكر تفتيش پيرامون عيوب ديگران نخواهد افتاد . به همين دليل - همان گونه كه در سابق نيز اشاره شد - در آيهء 12 سورهء حجرات ، نهى از تجسّس به دنبال نهى از سوء ظن قرار گرفته است .
2 - آلودگى به گناهان و عيوب مختلف يكى ديگر از عوامل جستجوگرى در حال ديگران است ، چرا كه افراد آلوده و پر عيب مىخواهند همتايانى پيدا كنند و از اين طريق به خود آرامش كاذب دهند كه اگر ما آلودهايم كيست كه آلوده نباشد .
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « شَرُّ النَّاسِ الظَّانُّونَ وَ شَرُّ الظَّانِّينَ الْمُتَجَسِّسُونَ . . . ؛ بدترين مردم سوءظن برندگانند و بدترين سوءظن برندگان ، تفتيشكنندگانند » . « 4 »
3 - حسد و كينه توزى و عداوت و تكبر و خود برتر بينى هر كدام مىتواند عاملى براى جستجوگرى باشد تا مقصود را از درجه اعتبار بيندازد ، و زهر عداوت خود را
هامش
( 1 ) . شرح غرر الحكم ، جلد 5 ، صفحه 371 ، حديث 8799 .
( 2 ) . همان مدرك ، حديث 8802 .
( 3 ) . همان مدرك ، حديث 8798 .
( 4 ) . مستدرك الوسائل ، چاپ جديد ، جلد 9 ، صفحه 147 ، حديث 15 ( باب 141 ) .