گمان بدى كه آنها به خدا بردند اين بود كه گمان مىكردند كه وعدههاى الهى به پيامبرش هرگز تحقق نخواهد يافت و مسلمانان نه تنها بر دشمنان پيروز نمىشوند ، بلكه هرگز به مدينه باز نخواهند گشت همان گونه كه مشركان نيز گمان داشتند محمد صلى الله عليه و آله و يارانش با آن جمع كم و نداشتن اسلحه كافى در هم كوبيده مىشوند و ستارهء اسلام به زودى افول مىكند ، در حالى كه خداوند وعدهء پيروزى به مسلمانان داده بود و سرانجام چنين شد . مشركان نه تنها جرئت حمله به مسلمين را پيدا نكردند ( با اين كه مسلمين در حديبيه نزديك مكه در چنگال آنها بودند ، و چون به قصد زيارت خانه خدا آمده بودند نه به قصد جنگ ، سلاحى جز شمشير كه سلاح مسافر است با خود نداشتند ) خداوند آن چنان رعب و وحشتى در دل مشركان انداخت كه حاضر به تنظيم صلحنامهء معروف حديبيه شدند ، همان صلحنامهاى كه راه پيروزىهاى آينده را به روى مسلمانان گشود .
به هر حال قرآن مجيد اين سوء ظن را شديداً نكوهش مىكند ، و وعدهء عذابهاى دردناك را به صاحبان آن مىدهد .
جالب اين كه در اين آيه مسألهء سوء ظن به خدا را قدر مشتركى ميان منافقين و منافقات و مشركين و مشركات شمرده ، و نشان مىدهد همه آنها اعم از زن و مرد در اين امر شريكند . به عكس مؤمنان كه هميشه نسبت به خدا و وعدههاى او و پيامبرش حسن ظن دارد ، مىدانند اين وعدهها قطعاً تحقق مىيابد ، ممكن است بر طبق مصالحى دير و زود شود اما سوخت و سوز در آن نيست ، چرا كه خداوند بزرگ هم به همه چيز عالم و آگاه است ، و هم بر هر چيز قادر و توانا ، با اين علم و قدرت مطلقه تخلف در وعدههايش امكانپذير نيست . به همين دليل در آيهاى به دنبال اين آيه در سورهء فتح آمده مىگويد : « وَللَّهِ جُنُودُ السّماواتِ وَ الْارْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكِيماً ؛ لشگرهاى آسمان و زمين از آن خداست ، و خداوند شكستناپذير و حكيم است » .
اين كه منافقان و مشركان گرفتار سوء ظن به خدا هستند در حالى كه قلب مؤمنان از حسن ظن لبريز مىباشد ، به اين دليل است كه مشركان و منافقان ظواهر امور را مىبينند ، در حالى كه مؤمنان راستين به باطن امور توجه دارند .
* * *
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٦